بسمه تعالي
(حكمت حيات (بيو فلسفه
در درمان قطعي سرطان
يدالله روح نواز
مقدمه
عقل اين سفينه كاوشگر آدمي از زمانيكه در نهاد انسان قرار گرفت حركت خود را در پهنه گيتي براي گشودن رازها و اسرار خلقت آغاز كرد و جاي ترديد نيست كه بخش عمده اي از اين اسرار در وجود آدمي نهفته است چون انسان خلاصه اي از جهان هستي مي باشد لذا افكار و انديشه بسياري از محققين و دانشمندان صرف حل معماها و رازهاي وجود آدمي ميشود تا جائيكه توانسته اند گامهاي بزرگ و مأثري در اين راه بردارند و به پيشرفتهاي مهمي نايل شوند . اما آنچه در اين ميان بيش از هر چيز ديگري حايز اهميت است چگونگي و نوع پيشرفت است . اگر با تامل نگاهي به پيشرفتهاي تقريبا مهم داشته باشيم خواهيم ديد اكثر اين پيشرفتها مسبوق به نگرش هاي جديدي هستند كه نسبت به گذشته فرق دارند و هر چه اين پيشرفتها عميق تر باشند نگرش جديد نسبت به نگرش گذشته داراي تفاوتهاي عمده خواهد بود . و منظور از نگرش نوع و شيوه برخورد ذهن آدمي با مسائل ميباشد . حال اين نگرش ها و شيوه هاي برخورد چگونه در وجود انسانها شكل مي گيرد؟ و چه اصول و شرايطي را بايد رعايت كرد تا به دستيابي حقيقت سريع و آسانتر باشد؟ موضوعي است خارج از اين مجال .
حال اگر نگاهي نه چندان عميق به اطراف خود داشته باشيم در مي يابيم هر مجموعه اي كه در يك نظام هماهنگ در حال حركت است گذشته از اجزا تشكيل دهنده آن ، تابع اصول و ضوابطي است كه بر اساس آن ميتواند به حيات خود ادامه داده و منشا اثر باشد همانطور كه كره زمين تا زماني كه تابع نظام منظومه شمسي است منشا تغيير و تحولات مثل پديد آمدن فصول و شب و روز و . . . ميگردد در صورتيكه اگر زمين خارج از اين نظام قرار مي گرفت سياره خاموشي بيش از خصوصيات اينگونه مجموعه ها اينستكه فاسد شدن عضوي چنانچه منشا خارجي نداشته باشد قطعا ناشي از عدم تعادل در آن مجموعه خواهد بود و فقدان تعادل مي تواند علتهاي مختلفي داشته باشد . پس بخوبي ميتوان نتيجه گرفت مسائل ديگري خارج از اجزا مجموعه وجود دارد كه بر آن حاكم است و اينگونه مسائل (= اصول و ضوابط حاكم بر مجموعه) مربوط به بخش نظري آن را مجموعه ميباشد و از آنجائيكه مقدم شدن بعضي از علوم نسبت به بعضي از علوم ديگر امري است بديهي است لذا در هر علمي اول بايد بخش نظري آن را مورد توجه قرار داد و چون بدن انسان يك مجموعه كامل و از هر حيث بي عيب است براي شناخت بهتر و و عميق تر آن بايد بخش نظري را اساس علم پزشكي قرار دهيم تا براي بسياري از بيماريهاي و معماهاي حل نشده پاسخ مناسبي ارائه نمائيم . نوشته حاضر كوششي است در اين راستا . البته تدوين چنين علمي نياز به سالها وقت و تحقيقات و مطالعه فراوان در اين زمينه است تا بتوان گفت اين علم داراي جايگاه مناسبي ميباشد لذا بلحاظ مسائل اخلاقي و انساني مختصر تحقيقاتي كه صورت گرفت و منجر به دستيابي بعلت اصلي سرطان شد (چون پيشگيري و درمان آن به يك روش ميباشد) در اختيار عموم مردم قرار مي گيرد تا مرهمي باشد بر دردها و رنج هاي بيماران .
بسم الله الرحمن الرحيم
(حكمت حيات (بيوفلسفه
زمانيكه انسان پا به عرصه اين كره خاكي گذاشت خود را نه تنها در مقابل پديده هاي طبيعي و موجودات گوناگون ديد بلكه وجود يك سلسله جريانات و قوانين حاكم بر حركت اين پديده ها را لمس كرد . قوانيني كه هرگاه پديده اي تحت حاكميت آن قرار بگيرد از آن پديده اي نو (موجودات ثانويه) با ويژگيها و خصوصيات جديد مي سازد و آين موجودات ثانويه مجددا" تحت قوانين ، شكل و خصوصيات پيچيده تري بخود مي گيرند و همين موجودات …… كه اين روند همچنان ادامه دارد و از طرفي بسياري از اين پديده ها مانع حيات بشري است ولي انسانها توانسته اند با قوه عقل متناسب با روند سريع طبيعت پيش آمده و در مقابل آن بايستند و راه كمال و پيشرفت را هموار سازند . اما آنچه مسلم است اين پيشرفتها صرفا" در حد نجات انسانها بوده و نه در حد تفوق و برتري بر طبيعت حال بعد از اين چگونه خواهد بود؟ محور اصلي بحث ما ميباشد ولي از آنجائيكه ارائه پاسخ روشني از اين سؤال مستلزم بررسي مباحث طولاني در اين زمينه است و ما در كتابهاي توحيد افضل و اجتهاد در مقابل دكترين به حد لازم بحث كرده ايم اعاده آنرا ضروري نمي دانم فقط در حد نياز كه مربوط به مبحث پزشكي و وضعيت بدن و تشريح بيماري سرطان ميباشد در قالب چند مطلب بطور مختصر اشاره اي مي كنيم .
مطلب اول ) چگونگي و كيفيت وقوع تحول و انقلاب :
بطور كلي در رابطه با وقوع تحول و انقلاب نظريات متفاوتي ارائه شده است خصوصا" در زمينه مسائل اجتماعي و تاريخي و سياسي اما آنچه در اين جا مورد بررسي قرار مي گيرد قاعده كلي است كه شامل تمامي زمينه ها خصوصا" مسائل علمي هم ميشود و آن عبارتست از ؛ هر موضوعي يا مجموعه زنده اي يا نظامي بر اساس يك مبنا در حال حركت ميباشد اين مبنا (سنگ زيرين = زيربنا) و قوانين منبعث از آن پاسخ گوي نيازهاي آن مجموعه بوده كه با گذشت زمان و بروز نيازهاي جديد و برخورد با حوادث و بعلت نقص قوانين (مبنا) دچار تشتت شده و آماده تحول ميگردد گرچه هر مبنائي تا حدي قابليت انعطاف دارد ولي زمانيكه تشتت به حد اشباع رسيد و نيازهاي جديد ديگر با مباني و قوانين گذشته قابل توجيه نشد مبنا آماده تحول ميشود (انقلاب) اين مطلب بخوبي از آيات قرآن كريم در قيام حضرت ابراهيم (ع) و پيامبر اكرم (ص) نمايان است بطوريكه مردم آن رمان در تشتت كامل زندگي ميكردند زيرا پيامبران بتهاي متعددي را شكستند نه يك بت را و چنانچه مردم به يك بت اعتقاد داشتند و با همان مبنا نيازهاي زندگيشان را تأمين ميكردند هرگز به سخن پيامبران گوش نمي دادند و قيام آنها بي ثمر مي ماند تعدد بت نشانه تعدد افكار و نيازها و عروض قوانين و تبصره ها بر ((مبنا)) قبلي است كه در اثر تشتت , مبنا از وحدت به كثرت كشيده شده است و اين تشتت اولين مرحله يك تحول و انقلاب است . اين قانون هميشه و در هر موضوعي اعم از تاريخ ، اجتماع ، اقتصاد ، علمي (فيزيك و شيمي و پزشكي و ….) و حتي در طبيعت جاري است كه در پي هر وحدتي كثرتي است يعني مبنا اوليه (وحدت صوري) با گذشت زمان و بروز واقعيتهاي جديد دچار تشتت (كثرت) ميشود كه در اين صورت نياز به يك وحدت بزرگتر و عالي تر از وحدت اوليه ميباشد و در حال حاضر تشتت در علم پزشكي به حد اشباع رسيده جاي شكي نيست (شايد بهترين دليل و نظريه پيرامون انقراض نسل دايناسورها همين مطلبي باشد كه عرض شد يعني از زماينكه طبيعت از سادگي و وحدت اوليه رو به پيچيدگي و تشتت گذاشت و تحولات رفته رفته ظريف تر و دقيق تر شد دايناسورها به رغم داشتن جثه بزرگ ولي ضريب هوشي پايين نتوانستند در مقابل روند تكاملي طبيعت بايستند و اگر قرار باشد نسل حيوانات در روي كره زمين منقرض شود قطعا" ميمون ها آخرين نسل خواهند بود زيرا ميمون ها بواسطه ضريب هوشي بالا و جثه كوچك مي توانند در برابر تغييرات جوي و پيچيده شدن نظام طبيعت مقابله كنند و همينطور حيواناتي كه كمتر در معرض برخورد با روند تكاملي و (پيچيده تر شدن طبيعت هستند مانند (موجودات دريا ئي
مطلب دوم)
با توجه به مطلب اول ممكن است اين سؤال مطرح شود قانون فوق در رابطه با انقلاب تنها شامل مواردي ميشود كه در حال رشد و تكامل باشند نه مواردي مثل بدن انسان كه از اول خلقت تاكنون بهمين شكل ثابت مانده است در پاسخ بايد بگوئيم گرچه مطلب از اين قرار است اما در موضوعات ثابتي همچون بدن آنچه مدنظر قرار ميگيرد زمينه و هدف مشترك با سائر موضوعات ميباشد يعني علم و شناخت انسانها نسبت به اينگونه موضوعات ثابت كه با گذشت زمان عميق تر و پيچيد ه تر ميشود مورد لحاظ و اساس بحث خواهد بود . لذا اشكال خاصي متوجه قانون عمومي انقلاب نخواهد شد . بعنوان مثال دانشمندان پيش از اين مواد و اجسام را بر سه دسته تقسيم مي كردند جامدات و مايعات و گازها كه مبناء آنها ظاهر اجسام بود ولي بر اثر تجربه و آزمايشات شناخت دانشمندان نسبت به اجسام بيشتر شده و باعث تغيير اصول طبقه بندي اجسام گرديد يعني اساس طبقه بندي عناصر بر مبناي عدد اتمي شد كه نشان از اصيل تر و مبنائي تر و حكمتي تر شدن نظام جديد نسبت به نظام قديم است تا جائي كه عنصر مايعي مثل جيوه در گروه فلزات قرار گرفت و حتي در جدول عناصر وجود بعضي از عناصر خالي ماند كه هنوز كشف نشده است اما خواص و آرايش اتمي آنها قابل درك و پيش بيني مي باشد و جالب اينجاست مبنا هرچه اصيل و حكمتي تر مي شود بيان آن ساده و كوتاه و در عين حال عام تر و تبصره هايش كمتر ميشود و چنانچه اين روند ادامه يابد قطعا" به حكمت عالي هر علمي كه منشا و جامع تمام قوانين آن علمي مي باشد دست خواهيم يافت و شايد بعد از رسيدن تمام علوم به حكمت عالي ، حكمتي بزرگتر (حكمت اعظم) يافت شود كه منشا تمام حكمتها گردد همانطور كه هر شاخه درختي از (نقطه اي (حكمت عالي) رشد مي كند و خود درخت از ريشه (حكمت اعظم
مطلب سوم) حركت جوهري
بطور كلي هر ميوه اي مثل سيب از زمانيكه روي درخت شكوفه مي زند تا وقتي كه به ثمر مي نشيند ميتوان به دو فصل عمده تقسيم كرد فصل اول از زمان شكوفه تا زمانيكه از لحاظ فيزيكي و وزن و قد به حد كمال مي رسد . فصل دوم از اين زمان (توقف رشد فيزيكي) تا وقتي است كه از درون رشد كرده و به حداكمل برسد كه ما حركت و تحول دروني ميوه بدون تغيير ظاهري را حركت جوهري مي ناميم .
البته هر دو فصل به چند دوره و هر دوره نيز به چند مرحله تقسيم ميشود . حال همين تغييرات در هر موضوعي اعم از علمي (پزشكي ، فيزيك ، …..) اجتماعي و فرهنگي و تاريخي جاري است . دو مثال :
1- در طبيعت : از زمانيكه در اين كره خاكي تحولات بزرگ مثل تشكيل كوهها ، دره ها و يخچالهاي طبيعي و آتشفشانها روي دارد و به شكل امروزي درآمد فصل اول آن بود و پس از توقف حركت فيزيكي حركت جوهري آن آغاز گرديد (زمان انقراض نسل دايناسوها چون اين موجودات قادر به همگامي با حركت جوهري نبودند) انواع و گونه هاي مختلف و پيچيده موجودات شكل گرفتند كه در حال حاضر در اين فصل زندگي مي كنيم .
: درتاريخ حيات بشري -2
در اين زمينه مطلب كاملا" واضح و روشن است . هرچه از زمان تشكيل اولين جامعه فاصله مي گيريم رفاه و آسايش و تسخير طبيعت و پيشرفتهاي علمي و صنعتي و …. را مي بينيم و آنچه بعد از اين رخ خواهد داد صرفا" در معنويت و حركت به (سمت فتح قله هاي انساني خواهد بود. (حركت جوهري
حال پس از اين گفتار باز مي گرديم به بحث علوم كه قبل از ورود لازم مي دانم مطلبي را ذكر كنم و آن رابطه بين تحولات بزرگ وكوچك است به اين صورت كه تحول گاهي در مبناي يك مرحله واقع ميشود بدون اينكه در مبناي دوره خود خللي وارد كند يعني وقتي تحولي در مبناي يك مرحله انجام مي گيرد در چهار چوب مبناي دوره قراردارد به عبارتي با دوره خود منافاتي ندارد اين تحول نسبت به مرحله قبل انقلاب و نست به دوره خود اصلاح تلقي ميشود همچنين تغيير مبنا دوره نسبت به دوره قبل انقلاب و نسبت به فصل اصلاح ناميده ميشود و گاهي تحول در فصل است مثل اينكه ورود به سال 2000 تنها ورود به يك سال جديد نيست بلكه ورود به ده و سده و هزاره جديد است . اينگونه تحولات باعث انقلاب در فصل ، دوره و مرحله ميگردد .
وضعيت تاريخ علوم در زمان فعلي تغيير فصلي ميباشد آنهم از فصل رشد فيزيكي و ظاهري به فصل تكامل دروني و حركت جوهري است فصلي كه مباني آن يك سلسله قوانين و جريانات غير محسوسي كه هر وقت پديده اي تحت اين قوانين قرار گرفت شكل و ويژگي خاصي بخود ميگيرد و اين قوانين صرفا" در ظرف ذهن قابل تجزيه و تحليل است . نه در آزمايشگاهها زيرا تنها عقل است كه كليات (قوانين) ، تضادها و نقيض ها را درك ميكند اينكه شب و روز در يك نقطه قابل جمع نيستند فقط عقل آنرا مي فهمد هرگز در عالم واقع و آزمايشگاهها قابل اثبات نيست در بدن انسانها هم هزاران قوانين و حركات متضاد و …… وجود دارد و سر مشكلات علوم دنياي امروز در همين نكته نهفته است و تنها علمي كه ميتواند علوم را از اين بن بست فعلي نجات داده و راهي به سوي بينهايت را براي بشريت باز كند علم ‹‹حكمت حيات يا بيوفلسفه›› است امروز مراكز علمي و تحقيقاتي بزرگ دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه با اين روش ديگر قادر به ادامه پيشرفت و ترقي نيستند بايد راه و روش جديدي را پيدا كنند يعني در انتظار انقلابي بزرگ (انقلاب فصلي) در عرصه علوم و تحقيقات هستند ولي نمي دانند از كجا و چگونه اين انفجار واقع خواهد شد لذا در سمينار بررسي نظام آموزش عالي در قرن آينده كه در پاريس برگزار شد باز هم نتوانستند به راه حل مناسبي دست يابند البته دور از انتظار هم نبود زيرا آنها با توجه به انديشه هاي تجربي و ساختار فكري شان هرگز قادر به درك علم بيوفلسفه نخواهند بود . اشتباه بزرگ محققان در اين است كه مي خواهند با شكافتن مولكول و اتم اشيا موفق به كشف ماهيت آنها شوند در حاليكه شناخت ماهيت و ذات اشيا با اين شيوه غيرممكن است به صرف اينكه ما بدانيم آب از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن تشكيل شده شناخت آب محسوب نمي شود اين تنها علم به تشكيل دهنده ساختمان اشيا است بطوريكه اگر انساني نسبت به تمام عناصر موجود در طبيعت علم داشته و هرگز آبي نياشاميده باشد به او بگويند آب عبارتست از H2O او مي تواند طعم و مزه آب را حس كند در حاليكه اگر شناخت داشت ميتوانست حس كند . شناخت در بازتاب اثر و ويژگيهاي عناصر در يك طيف گسترده از روابط با ساير اشيا و با قوانين حاكم بر علوم مربوطه حاصل ميشود . يعني شناخت ماهيات زماني ممكن است كه بدانيم اشياء چه نقش و چه جايگاهي در قوانين متضاد و متناقض دارند لذا بخاطر همين عدم شناخت و صرف علم است كه هزاران آزمايش انجام ميشود تا يك نتيجه اي بدست آيد در صورتيكه اگر شناخت داشته باشيم با چند آزمايش نتيجه مطلوب حاصل ميشود (البته ممكن است اين سؤال مطرح شود كه شناخت اشيا خود نياز به هزاران آزمايش دارد و اين مستلزم دور است كه در پاسخ آن مي گوئيم در علم بيوفلسفه اول اشياء شناخته ميشوند سپس براي بدست آوردن نتيجه چند آزمايش انجام ميگيرد) و بعلت فقدان همين علم بيوفلسفه (علم به فوانين و جريانات حاكم بر بدن) است كه نمي توانند نست به بعضي از بيماريها همچون سرطان و ايدز و مسائلي چون (دي . ان . ا) شناخت پيدا كنند . آنها براساس شيوه حسي براي ماهيت شناسي مي خواهند (دي . ان . ا) را از پايين به بالا بسازند در حاليكه بايد براساس علم بيوفلسفه از بالا به پايين ساخت زيرا دي . ان. ا عصاره است و اينگونه امور مثل اينستكه بذري كاشته شود و درختي سبز گردد و ميوه اي به ثمر بنشيند و سپس از آن ميوه عصاره اش را بدست آورد .
خلاصه آنچه از آغاز تا به اينجا نوشتم مقصودم اين بود كه انسان در تمامي زمينه ها (تاريخــي،انساني،علمي،پزشكي و …) به حد رشد و كمال فيزيكي رسيده و از سالهاي آينده بايد حركت جوهري خود را در موضوعات فوق آغاز كند و براساس علم بيوفلسفه فضاي جديدي را بوجود آورد تا به پيشرفت خود ادامه دهد و از اين بن بست كنوني نجات يابد هر چند اين علم (بيوفلسفه) اگر بخواهد بحد مطلوب برسد سالهاي زيادي وقت لازم است تا شكل يك علم مدون و نظام يافته بخود بگيرد كه در اينصورت مثل جدول عناصر مندليف مي توان بيماريها و پديده هائي كه هنوز واقع نشده درمان و راه حل هاي آنرا پيدا كرد .
و در حال حاضر بنده هم به جهت ضرورت اقدام به انتشار اين مقاله كوتاه و ناقص كردم اما مهم نيست زيرا زماني كه براي اولين بار اتومبيل اختراع شد كاستيهاي زيادي داشت و شايد هم سرعتش از يك دوچرخه كمتر بود ولي چون تحول و انقلاب در مبناي صنعت بود امروزه توانسته است موجب پيشرفتهاي مهمي شود و من اميدوارم ديگران راه هاي بهتر و آسان تري براي جهان علم عرضه كنند
بخش دوم مبحث سرطان
مبحث سرطان را با دو نكته آغاز مي كنم . 1- در بررسيهائ انجام شده متوجه 7 نوع حركت در بدن انسان شديم كه در رابطه با مبحث حاضر در حد نياز سه حركت را مورد بحث قرار ميدهيم و براي روشن شدن چگونگي و رابطه حركات با يكديگر مثالي را ذكر و بقيه مطالب را براساس آن دنبال مي كنيم بدن انسان از لحاظ عملكرد شبيه يك ساعت است هم از نظر زماني هم از نظر مكانيكي و ما در وهله اول از لحاظ مكانيكي مورد بررسي قرار ميدهيم . همانطوريكه ساعت ثانيه شمار و دقيقه شمار و ساعت شمار دارد و اولي موجب حركت دومي و دومي موجب حركت سومي است بدن انسان هم بدين صورت عمل مي كند يعني غذا پس از ورود جذب خون شده كه گردش خون ثانيه شمار بدن و عملكرد هر يك از اعضاي بدن (كبد،كليه،ريه،قلب،طحال و ….) دقيقه شمار و واكنش سلول عضو مربوطه ساعت شمار بدن محسوب ميشود . اگر اختلال در ثانيه شمار بوجود آيد بيماريهاي ساده اي چون سرماخوردگي بروز مي كند و اگر اختلال ناشي از اختلاف بين ثانيه شمار و دقيقه شمار باشد موجب بيماريهاي عضوي مثل زخم معده ميشود و اگر اختلال ناشي از اختلاف بين دقيقه شمار و ساعت شمار باشد موجب بيماريهاي سلولي از جمله سرطان ميشود . 2- افراد سالم كه هر سه حركت فوق در آنها بطور كامل انجام مي گيرد فيوز بدنشان گلو(درد) ميباشد زيرا مرض و ميكروب مهمان ناخوانده است و بدن آنرا بصورت گلودرد بيرون مي زند .
با بالا رفتن سن افراد و مصرف زياد و مستمر بعضي از مواد غذائي و نوشيدنيها و تكرار بعضي اعمال موجب فشار بر عضوي از بدن شده و ضمن آنكه عضو ضعيف ميگردد تبديل به فيوز شده يعني حساسيت عضو بيشتر از گلو ميشود و هر زمان انسان دچار بيماري يا سرماخوردگي شود مرض آن عضو تشديد مي گردد بدون اينكه سرماخوردگي ظاهري مثل آب ريزش بيني و …. داشته باشد . محققين علم پزشكي معتقدند افراد مسن و پير بعلت واكسينه شدن بدنشان در برابر انواع ويروسها و ميكروبها ديگر دچار سرماخوردگي نمي شوند در حاليكه چنين نيست سرماخوردگي هميشه هست .
ماهيت سرماخوردگي : سرماخوردگي ناشي از اختلاف دما و حرارت بدن با محيط اطراف ميباشد يعني اگر روند چرخش سه حركت مذكور بخوبي انجام شود جهت حرارت از طرف بدن به طرف محيط خارج خواهد بود در اينصورت بدن حالت مثبت گرفته و هرگونه پديده نامناسب را كاملا" دفع مي كند (سرماخوردگي تنها ناشي از ورود ميكروب و ويروس نيست زيرا در بدن انسان اينگونه موجودات ولوكم هميشه وجود دارد اين اختلاف دما است كه زمينه فعاليت ويروسها را فراهم ميكند) و اگر به عكس شد يعني چرخش دچار كندي و اختلال گرديد و جهت حرارت و دما از محيط خارج به داخل بدن شد بدن بحالت منفي درآمده و زمينه بيماري مهيا ميگردد (مانند اشكال الف وب) در اين صورت ويروس ها و ميكروبهاي مضر و …. كه هميشه در بدن افراد ميباشند شروع به تكثير و فعاليت مي نمايند و موجب بيماري ميشوند .(البته بيماريهائي هم كه مربوط به ميكروبها و ويروس ها نيستند و صرفا" ناشي از نارسائي عضوي هستند در همين حالت منفي اتفاق مي افتد (
چگونگي آغاز بيماري : قبلا" گفتيم كه زمينه و علت اصلي بيماريها حالت منفي بدن است . حال اين سؤال مطرح ميشود كه حالت منفي در بدن چگونه بوجود مي آيد ؟ بايد بگويم حالت منفي بدن ناشي از كند شدن يا تغيير جهت سه حركت مذكور (ثانيه و دقيقه و ساعت شمار) در بدن است .
مواد غذائي از زمانيكه وارد چرخش بدن ميشوند تا وقتي كه به سلول (ساعت شمار) برسند (يعني متابوليسم) به لحاظ دارا بودن كالري انرژي لازم رابرا? ايجاد حركت در بدن ، توليد ميكنند
موانع حركت بدن :
موانع حركت چندين مورد ميباشد ما در اينجا بزرگترين آنها را كه موجب بيش از 90 % بيماريها از جمله سرطان هست مورد بررسي قرار ميدهيم آن مانع بزرگ خواب است منظورم از خواب همين استراحت معمولي است كه افراد مي كنند . انسانها صبح كه از خواب بيدار ميشوند تا آخر وقت كه شبها مي خوابند اين فاصله ، زمان حركت و بيداري بدن است . بدن انسان از نظر زماني هم شبيه ساعت ميباشد يعني ساعت بدن بدين صورت است كه از صبح تا شب زمان فعاليت كامل بدن در تمام جهات بوده و هنگام شب عضوها و سلول هاي بدن نياز به استراحت دارند مانند درختان كه پس از فصل گرما به خواب زمستاني مي روند حال افرادي كه در طول روز مي خوابند مانع حركت كامل بدن شده و زمينه بيماري را فراهم مي كنند و بدن حالت منفي بخود مي گيرد . در طول روز بايد تعدادچرخش و حركت بدن به حدنصاب لازم برسد .
نحوه شكل گيري بيماري :
چنانچه قبلا" متذكر شديم با بالا رفتن سن افراد و مصرف زياد و مستمر بعضي از مواد غذائي يا نوشيدنيها موجب ضعف عضوي از بدن انسان شده و حساسيت آن بقدري زياد ميشود كه محل فيوز از گلو به عضو ضعيف منتقل ميگردد و يا ممكن است ضعف عضوي ، مربوط به مسائل قبل از تولد بشود ( البته در رابطه با مسائل ژنتيكي و امكان تغيير آن مطالبي در آينده بيان خواهيم كرد) با توجه به اين وضعيت و ضميمه شدن خواب (حالت منفي بدن) نيروي لازم براي هدايت سلول هاي عضو در مسيري كه بتواند مواد دريافتي را عمل آورده و نياز بدن را تأمين كند بحداقل كاهش يافته و باعث ميشود سلول در مسير غير متعارف و آسانتر قرار گرفته و در مشاركت با ساير سلول ها مواد (پروتئين) غيرعادي توليد نمايد .
مثل سنگ سازي كليه و يا ديابت و …. در ديابت سلول ها بعلت تغيير جهت مسيرشان باعث ميشوند شكل نظام يافته مجموعه (عضو) را از حالت متعارف و طبيعي خود خارج كرده و در مشاركت با سائر سلول ها يا مواد دريافت كننده نتوانند انسولين لازم را توليد كنند (يعني زاويه برخورد سلولها با يكديگر جهت مشاركت تغيير مي كند مثلا" بايد شكل هندسي منظم و متناسبي را تشكيل دهند تا ماده انسولين توليد كنند بواسطه خروج از شكل منظم قادر به چنين كاري نيستند و اين قضيه در هيچ آزمايشگاهي و عكس برداري با دستگاههاي پيشرفته امروزي قابل تجزيه و تحليل نيست) و يا ممكن است بگوئيم تغيير شكل هندسي در عضوي كه بايد پروتئين لازم را جهت توليد انسولين بسازد باعث ساخته شدن پروتئين هائي ميشود كه بعضا" نه تنها در توليد مواد لازم بخوبي عمل نمي كنند بلكه مضر نيز هستند (در تركيبات شيميائي زاويه برخورد عناصر تشكيل دهنده مواد با يكديگر بسيار مهم است خصوصا" در شيمي آلي يعني سلول ها كه بايد عنصر را در زاويه مناسب در مواد قرار دهند قادر به چنين كاري نيستند و گاه ميكروبها و ويروس ها در يك نظام هندسي خاصي قرار ميگيرند كه در برخورد با بعضي از مواد بشكل خطرناك و كشنده اي در مي آيند . وجود بعضي از ويروسهاي خطرناك در طبيعت ناشي از همين قضيه ميباشد . اميدواريم روزي هندسي پزشكي بتواند يك چنين مشكلاتي را حل كند )
علت اصلي بيماري سرطان سه چيز است :
1- خواب 2- آب 3 - فشارهاي روحي مشروط بر اينكه اين سه تا در طول هم قرار بگيرند بطوريكه اگر خط كشي كنار اين سه نقطه قرار دهيم با كشيدن يك خط بوسيله مداد هر سه نقطه روي يك خط واقع شوند . از آنجائيكـه در رابطه با مورد اول (خواب) بررسي لازم صورت گرفت . نيازي به اعاده آن نيست تنها مختصر اشاره اي نسبت به موارد 2و 3 مي كنيم . منظور از آب همان آب خالص و آشاميدني H2O مي باشد و مقصود از فشارهاي روحي عبارتست از مشكلات زندگي روزمره افراد كه هرچه فكر مي كنند و مسير طولاني راه حل آنرا طي مي كنند بدون نتيجه به نقطه اول دايره فكر برگشته و به بن بست فكري رسيده و حرص و فشارهاي عصبي ناشي از آن را در درون خود كتمان مي كنند .
حال چگونگي بروز سرطان را در قالب مثال (سرطان خون) بيان مي كنيم . و قبل از آن لازم مي دانم يك پديده طبيعي را كه در بدن انسانها مصداق دارد ذكر كنم و آن رابطه دريا با ساحل است ميدانيم ساحل در طول روز نسبت به دريا از گرماي بيشتري برخوردار است لذا روزها جهت وزش نسيم از دريا به طرف ساحل ميباشد و در شبها بخاطر گرماي ذخيره شده در دريا جهت وزش نسيم از ساحل به طرف درياست . با ذكر اين نكته وارد مثال ميشويم فرض كنيم يك نوجوان كاملا" سالم داريم اگر در طول روز خصوصا" بعدازظهرها بخوابد در اثر خواب گردش ثانيه شمار بدنش كند ميشود در نتيجه دما بدن پائين آمده و حالت منفي بخود مي گيرد لذا جهت دما از خارج بدن به داخل آن تغيير كرده (البته به يك واسطه) و با تكرار چند روز خواب خصوصا" در فصل سرما شخص دچار سرماخوردگي ميشود و معمولا" اينگونه افراد به توصيه پزشكان به استراحت مي پردازند و هر زمان كه از خواب بيدار ميشوند احساس مي كنند حالشان بهتر است در حاليكه چنين نيست خواب در زمان سرماخوردگي بيماري را از گلو (فيوز ثانيه شمار) به عضو ضعيف (فيوز دقيقه شمار) يعني طحال منتقل مي كند و خواب صرفا" نقش مسكن را دارد و بيمار فكر مي كند حالش بهتر شده است . بدين معنا استمرار خواب ميزان دماي دقيقه شمار را آنقدر پائين مي آورد كه فشار دماي خارج بدن بيشتر از عضو (طحال ) شده و عضو مستقيما" تحت فشار قرار ميگيرد . در نتيجه هر آنچه كه از مواد دريافت مي كند بواسطه نداشتن نيرو و انرژي لازم نمي تواند دفع نمايد چون هر عضوي از بدن همانند قلب عمل مي كند از راهي دريافت و از راه ديگر ارسال مي كند . در اين هنگام (بالا بودن فشار دماي خارج بدن نسبت به عضو) اول چيزي كه به عضو تحميل مي كند آب است (1) . كه به تبع آن عضو (طحال) متورم ميشود و دليلش فقدان انرژي لازم عضو براي پس زدن آب و عدم فعاليت كليه ها براي جذب و دفع آب ميباشد . حال همين قضيه اختلاف دما و فشار خارج بدن بر عضو به نسبت بين عضو (طحال) و سلول ها اتفاق مي افتد (يعني استمرار طولاني خوابهاي روزانه موجب چنين پديده اي ميشود لذا حداقل فاصله بين يك فرد كاملا" سالم تا بيماري سرطان 6 ماه است تا حركت سلول ها (ساعت شمار) كند شود . سلول در اثر تراكم آب متورم و دماي آن پائين آمده و آنچه دريافت مي كند بر نمي گرداند در نتيجه سرطان ميشود.
سرطان : عمدتا" سرطان ناشي از تغيير هندسي بافتهاي عضو (طحال) است بدين معنا مثلا" محموعه اي از بافتهاي عضوي كه بطور موازي با مجموعه ديگري از بافتهاي همان عضو بايد با زوايه معيني برخورد نمايند تغيير مي كنند .
1) موضوع آب را در مسئله نحوه شكل گيري بيماريها در صفحات قبل بدين علت عنوان نكرديم چون هر بيماري عضوي ممكن است در اثر تراكم آب نباشد بلكه دلايل ديگري داشته باشد مثل تغيير جهت حركت عضو و … اما در سرطان تورم عضو يا بوجود آمدن غدد غالبا" با تراكم آب صورت مي گيرد
بررسي چگونگي كند شدن حركت سلول ها :
آخريـن حلقه ايجاد كننده سرطان عبارتست از فشارهاي روحي كه قبلا" متذكر شديم (حرص هاي كتمان شده در درون انسان) اين فشارهاي روحي سدي است در مقابل حركت سلول ها مثل اينكه قلب انساني را در مشت خود بگيريم و اجازه طپش را به او ندهيم ) فشارهاي روحي باعث پائين آمدن جريان برق بدن خصوصا" سلولها شده و حركتشان را كند مي كند به همين علت است وقتي كه انسان در ميدان مغناطيسي مثل تلفنهاي بي سيم و موبايل و كنار كابلهاي برق فشار قوي قرار مي گيرد دچار سرطان مي شود (چنانچه در علم فيزيك بخش توليد جريان برق بوسيله مغناطيس يا القاي الكتروماينتيكي قسمت ‹‹ جهت جريان القائي در يك سيم راست›› آمده است هرگاه يك سيم راست در يك ميدان مغناطيسي بحركت درآيد در آن جريان القائي توليد ميشود كه آنرا از مسير اوليه منحرف مينمايد و تعيين جهت انحراف آن بوسيله دستور سه انگشت دست ‹‹ فلمينگ›› صورت مي گيرد و ميدانيم سلول داراي بار الكتريكي ميباشد .) همچنين است اگر انسان در معرض تشعشعات اتمي باشد و ….
درمان سرطان و مؤيدات آن :
با توجه به آنچه كه تا كنون گفته ايم به راحتي مي توان داروي سرطان را تهيه كرد واين دارو بايد مشتمل بر چند موارد باشد .
1- بايد داروئي تهيه شود كه آب موجود در عضو و سلول را تا ميزان 70% كاهش دهد و دليل ما
الف) سير است ، تاييد پزشكان در رابطه با موثر بودن سير از اين حيث كه مانع بروز سرطان و همچنين رشد سلولهاي سرطاني را كند مي كند . سير بواسطه داشتن مواد گوگردي رطوبت و ميكروبها را از بين ميبرد .
ب) اخيرا" پزشكان با ويروسهاي سرماخوردگي به مقابله با سرطان برآمده اند ويروسهاي سرماخوردگي مصرف كننده آب هستند .(البته نبايد كسي اشكال كند و بگويد شما كه سرماخوردگي را باعث سرطان ميدانيد چگونه معتقد هستيد سرطان را هم معالجه مي كند .
جواب : سرماخوردگي داراي ابعاد مختلفي است از جمله پائين آوردن دماي بدن و متراكم كردن آب در عضو (دقيقه شمار) ميباشد و از طرفي هم ويروسهاي سرماخوردگي آب موجود در ثانيه شمار را كم ميكند)
2- بايد داروئي تهيه شود كه بدن را به حالت مثبت درآورد تا ثانيه و دقيقه و ساعت شمار بدن داراي سرعت بيشتري شود. دليل ما الف) هرچه سرعت بيشتر شود تعادل بهتري برقرار ميگردد. همانطوركه سرعت يك دوچرخه سوار هر چه بيشتر شود احتمال واژگون شدنش كمتر است و يا وقتي هواي شهري توسط گازهاي سمي آلوده ميشود اگر باد تندي بوزد باعث برخورد بيشتر گازهاي سمي با ديگر گازها شده در نتيجه فرمول ساختماني آنها شكسته و تبديل به گازهاي بي ضرر ميگردد و سلولهاي سرطاني داراي مواد زايد از جمله آب اضافي هستند . ب) عموما" سن افرادي كه به بيماري سرطان مبتلا ميشوند بالاي 35 سال است زيرا كودكان به علت بالا بودن حركت ثانيه و دقيقه و ساعت شمار آنها (خصوصا" بالابودن ضربان قلبشان) باعث ميشود هر آنچه بدنشان از بيرون دريافت ميكنند دفع نمايند چنانچه چركهاي درشت و زياد هنگام استحمام كودكان از بدنشان نشانه همين مطلب است برخلاف افراد مسن كه كمتر داراي چرك ميباشند يعني در بدن كودكان حتي ازحركت سوم تا حركت ششم بخوبي انجام ميگيرد. ج) سير باعث سرعت حركت بدن است چنانچه كسي قسمتي از بدنش عفونت كرده باشد و بمقدار زيادي سير مصرف كند عفونتها در يك نقطه جمع شده و بعضا" مي تركد. د) دما و حرارت هم از عوامل موثر در درمان سرطان است همانطور كه در فصل تابستان پيش روي سلولهاي سرطاني بمراتب كمتر است. هه) كبد گرمترين نقطه بدن است و در سرطان كبد چون دماي آن پائين مي آيد درست در نقطه مقابل كبد سالم (يعني اختلاف زياد) باعث ميشود نسبت به ساير سرطانها زودتر در بدن پخش شود. (1)
3- بايد داروئي تهيه شود كه جريان برق بدن را خصوصا" سلولها را زياد كند . اين بخش مربوط به جلوگيري از بروز فشارهاي روحي در انسان است دليل ما : الف) تاركين دنيا و زاهدان و عرفا و … و افراديكه دغدغه و مشكلات زندگي ندارند و همچنين افراديكه خنده رو هستند كمتر دچار بيماري سرطان ميشوند. ب)ايجاد كلينيك خنده درماني در بعضي كشورها جهت درمان سرطان. ج) درمان سرطان بوسيله برق. د) افراد محقق و دانشمند كمتر دچار سرطان ميشوند چون در اثر زياد فكر كردن جريان برق و حركت سلولها در بدنشان افزايش مي يابد.
(1)ذكر اين نكته ضروري است افرادي كه دچار بيماري هستند و بدن و يا عضوي ازبدنشان بسيار گرم است بحدي كه دچار عطش ميشوند ناشي از عفونت عضو ضعيف شده است نه حرارت طبيعي و عادي بدن و عضو مربوطه.
درمان سرطان به شيوه غير دارويي : با توجه به مطالب بالا اگر داروي مناسبي تهيه شود بيماران سرطاني كه حداقل يكماه بتوانند زنده بمانند كاملا" قابل درمان خواهند بود اما چون در حال حاضر چنين داروئي نيست شيوة ذيل را بعنوان درمان كه بارها تجربه شده و نتيجه قطعي بدست آمده است پيشنهاد ميكنيم . اين شيوه نه تنها كوچكترين لطمه اي نميزند بلكه در عرض كمتر از 4 ماه نتيجه اوليه آن ظاهر و پس از 8 ماه كاملا" بيماري برطرف ميشود و در صورت انجام شيمي درماني و …. زودتر از موعد درمان قطعي حاصل خواهد شد بشرط آنكه در برابر حملات بازتاب بيماري مقاومت كند.
شيوه درمان يك بيمار سرطاني : صبح ساعت 6 از خواب بيدار شود و يك قاشق عسل بهمراه يك استكان آب هويج بخورد سپس ساعت 7 صبح صبحانه را خورده و تا يك ساعت بعد از صبحانه هيچ نوع غذا و نوشيدني ديگر نخورد و بعد از آن هر چه ميل دارد ميتواند استفاده كند. براي نهار سعي كند اول شروع گرسنگي غذا بخورد و همراه غذا 5 حبه سير رنده شده در 100 گرم ماست مخلوط كرده ميل كند و تا يك ساعت بعد از نهار هيچ نوع غذا و نوشيدني مثل چاي و … نخورد و بعد از آن آزاد است و حدود ساعت 5 بعد از ظهر يك ليوان آب هويج ميل كند هنگام شام پس ازصرف غذا از مصرف ساير نوشيدنيها و خوردنيهاي ديگر تا يك ساعت پس از شام اجتناب كند و در نهايت هنگام خراب يك قاشق عسل بخورد و ساعت 10 شب بخوابد. اگر سرطان در مراحل پيشرفته ميباشد بهتر است نخوابيدن در طول روز و مصرف سير را بتدريج انجام دهد .
نكاتيكه رعايت آن لازم است :
1- از ساعت 6 صبح تا 10 شب يعني در طول روز به هيچ وجه و تحت هيچ شرايطي نبايد بخوابد حتي يك لحظه هم نبايد استراحت كند (البته اين مستلزم آن نيست كه حتما" بايد كاري انجام دهد) در هر صورت خواب در طول روز زمينه ساز بيماري سرطان و اكثر بيماريها ميباشد و اگر در طول درمان يكبار در طول روز استراحت كند معالجه بيمار حداقل يكماه بتاخير مي افتد و بهترين زمان شفاء هر مريض وقتي است كه خواب به چشمان بيمار فشار بياورد و او نخوابد .
- 2- از مصرف زياد مواد كلسيم دار مثل شيرو ماست و موز و پرتقال و … در يك وعده غذايي خصوصا" قبل از
خواب خودداري نمايد همچنين مواديكه داراي كالري زياد ميباشند.
مصرف حداقل دو بار عدسي خالص در طول هفته بعنوان شام. -3
مصرف روزانه نصف پياز.-4
5- از مصرف آب (آب خالص) و لو يك قطره تا حد امكان خودداري نمايد بخصوص در سرطان خون و تومورهاي سرطاني اعم از خوش خيم يا بدخيم(فقط ما در اين زمينه با دستورات پزشكان اختلاف نظر داريم چه آنكه آنها سرطانيها را به مصرف آب توصيه ميكنند).
6- دماي بدنش را چه در هنگام خواب در طول شب و چه در هنگام بيداري در طول روز از محيط اطرافش بوسيله پوشيدن لباس گرمتر كند نه اينكه محيط را بوسيله بخاري گرم كند بلكه بهتر است دماي محيط را در حد 17 درجه نگه داشته و لباس بيشتري بپوشد و حتي الامكان شبها با دو پتو بخوابد.
------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقي
توضيحات :1) چنانچه بيمار سرطاني اشتها به غذا ندارد با رعايت موارد فوق حداكثر بعد از ده روز به حالت عادي برميگردد. 2) در طول شيمي درماني اگر باعث بي نظمي برنامه هاي فوق گرديد در اولين فرصت برنامه ها را بطور كامل اجراء نمايد . 3) كسانيكه داراي تومور هستند اگر با رعايت اين برنامه تومور از بين نرفت قطعا" با گذشت يكسال تومور يا ضعيف شده و يا از فعاليت باز ميماند و براحتي با عمل جراحي برداشته ميشود
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عوارض اين شيوه : خوشبختانه اين شيوه هيچگونه عارضه منفي نداشته و باعث راحتي و آسايش بيمار است فقط برخي نشانه هائي دارد كه توضيح ميدهيم .
با گذشت بين سه الي چهار هفته حركات سه گانه تقويت شده و بيماري از ساعت شمار (سلول) به دقيقه شمار(عضو) و از آن به ثانيه شمار باز ميگردد كه در اين هنگام بعضي از قسمتهاي بدن شروع به درد ميكند مانند درد مفصل و استخوان درد و دردهاي موضعي و پراكنده كه هيچ علتي ندارد مثل درد شكم (بين كليه چپ و ناف) و يا قسمت بالائي استخوان لگن خاصره و … كه اين دردها ، درد بيماري اصلي نيست بلكه انعكاس و بازگشت بيماري است كه متاسفانه در علم طب امروزي هيچ جايگاهي براي آن قائل نيستند و اكثر پزشكان معتقدند آنها دردهاي عصبي هستند. (البته دردها بصورتي نيست كه باعث اختلال روحي و كار عادي انسانها بشود بلكه مثل اينستكه كسي انگشت دستمان را فشار دهد و بعد از چند دقيقه اي درد برطرف شده و به حالت اول برگردد و يامثل اينكه شخصي آمپول عضلاني تزريق كرده كه پس از گذشت يك هفته جاي آمپول درد كند اين درد انعكاس بيماري و درد قبلي است).
با تقويت حركات سه گانه پس از يكماه پوست بدن بيمار مرطوب و با كوچكترين فعاليتي بدنش عرق ميكند و اين يعني دفع سموم بدن كه تا قبل از اين يا عرق نميكرد و يا بسيار كم بـود در نتيجه پوست بدنش هم خشك بود و همچنين عطسه اش بيشتر ميشود و تشنگي اش كمتر و در عين حال دفع و دفعات ادرارش بيشتر ميگردد. دما و حرارت بدنش متعادل ميگردد و در اين ميان چند بار بيمار احساس سرما كرده و بدنش دچار رعشه ميشود و اگر در نيمه هاي شب هنگام خواب اتفاق بيفتد عرق سرد خواهد كرد . پس از گذشت حدود 4 ماه وقتي حركت بيماري معكوس شد و از ساعت شمار به دقيقه شمار و سپس به ثانيه شمار منتقل گرديد و اعضاء از حساسيت (فيوز بودن) خارج و استحكام لازم را پيدا كردند.
آنگاه بدون دليل حلق يا حنجره بيمار دچار درد ميشود در حاليكه علائم خاصي هم ندارد. يعني اين درد ناشي از ورود بيماري و يا تشديد آن نيسبت بلكه خروج بيماري است و فيوز بدن (گلو) حالت طبيعي خود را پيدا ميكند. در اين هنگام بيمار از لحاظ درد و بيماري در مراحل پاياني قرار دارد كه در ادامه پس از 8 ماه كاملا" بهبود ميبابد و براي جلوگيري از ابتلا به سرطان حداقل به مدت 3 سال در طول روز نخوابد چون تازمانيكه نميخوابد هرگز دچار سرما خوردگي نميشود .
آثار نخوابيدن و نخوردن آب بر سائر بيماريها : نخوابيدن در طول روز ضمن اينكه سرعت حركت بدن را زياد ميكند تعداد گردش ثانيه شمار بدن را به حد نصاب لازم ميرساند و اين باعث تنظيم اعضاء و هماهنگي بين آنها ميشود در نتيجه بدن انسان مثل دوران نوجواني عمل ميكند. پوست بدن خصوصا" صورت سفيد ، لبها سرخ رنگ ، گوشت بدن و صورت جمع شده و لبها فشرده و دهان و بيني كوچك ميگردد . گونه ها در صورت بطرف بالا كشيده ميشود چشم ها درشت شده و هرگز دچار سرماخوردگي و بيماري نميشود كسي كه در طول روز نمي خوابد كبدش منظم كار ميكند در نتيجه دماي بدنش متعادل ميگردد و در زمستان و تابستان بدنش نسبت به محيط عكس العمل مناسب را نشان ميدهد و هرگز دچار گرمازدگي نميشود و اگر در طول روز بخوابد چون كليه ها تمام آب بدن را جذب و دفع نميكند مقداري از آن در كبد ميماند و بميزان كمي عفونت پيدا كرده و به تبع مدتي بعد بدنش گرم ميشود و مرتب تشنه شده و با خوردن مجددا" آب وضعيت بدتري پيدا ميكند بطوريكه شبها خصوصا" در تابستان از شدت گرماي بدن قادر به خواب عميق نيست . كسانيكه نميخوابند يا اصلا" تشنه نميشوند يا كمتر تشنگي به آنها دست ميدهد حتي در تابستان.
بروز ساير بيماريها : چنانچه قبلا" گفتيم علت سرطان سه چيز بود : 1)خواب2) آب 3)فشارهاي روحي (كند شدن سلول) حال اگر سومين آنها يعني كند شدن سلول در بدن عارض نشود باعث بيماريهاي معمولي ميگردد. بدين شكل اگر شخصي يكي از اعضاي بدنش ضعيف و حساس شده باشد (يعني فيوز از گلو به آنجا به شرحي كه قبلا" داديم منتقل گرديد) در صورت ادامه خواب و خوردن آب همان عضو دچار اشكال ميشود كه ما به نمونه هايي از تاثيرات آن و آثار آن در صورت رعايت اين رژيم (نخوابيدن و آب نخوردن) اشاره اي ميكنيم .
1- كسي كه داراي افكار پراكنده و تخيلات بي پايه باشد با ادامه خواب و خوردن آب ممكن است دچار بيماري رواني يا فراموشي شود و در صورت وجود فشارهاي عصبي حالت جنون به او دست بدهد ما در روش درماني خود (رژيم آب و خواب) توانستيم فشارهاي عصبي را بطور كامل و رواني هاي ادواري را تا حد 50 % در عرض كمتر از يكسال معالجه نمائيم .
كسانيكه دچار ضعف فكري و روحي هستند با خوابيدن و خوردن آب ديواره فكر و روحشان مثل ديوار گلي سخت آسيب پذير ميشود و هميشه احساس ميكند تمام مصيبتها و حوادث تلخ در يك قدمي اوست (افكار منفي) اما با رعايت اين رژيم ديواره فكر و روحشان مثل ديوار بتوني محكم ميشود و مانند يك نوجوان احساس ميكند كه حوادث و مصيبتها صدها كيلومتر از او فاصله دارد و سختيها و ناملايمات زندگي و… را به راحتي تحمل ميكند. بيماريهاي آلزايمر(فراموشي) و ناراحتي هاي اعصاب و
افسردگي به خصوص در زنان ناشي از مصرف زياد ترشيجات است.
با اين رژيم (نخوابيدن و آب نخوردن) ادامه ضعف بينائي و شنوائي كاملا" متوقف ميشود -2
3- با اين رژيم و بهمراه مصرف سير و پياز نارحتي تنگي نفس و برونشيت ريوي و … كاملا" معالجه و سينوسهاي جنبي آزاد و عطسه بيشتر ميگردد و بروز بيماري آسم و سل بطور كامل منتفي ميشود.
4- با اين رژيم بيماري ديابت براي كسانيكه ميزان قند آنها بالاي 300 بود در عرض كمتر از يكسال به 170 كاهش يافت و قند كمتر از 200 كاملا" معالجه شد.(البته با رعايت پرهيزهاي لازم و صورت خودداري از مصرف ماست ، شير و پرتقال درمان قطعي است)
5- با اين رژيم بيماري ورم و زخم معده و اثني عشر تقريبا" معالجه ميشود بطوريكه پس از چندماه ورم (آب و عفونت ) در اثر بالا رفتن گردش بدن در يك نقطه كوچك جمع شده و سپس از آن نقطه بصورت عفونت ويا بصورت خون ريزي خارج ميشود و چون اين خون ريزي بازگشت و انعكاس بيماري ميباشد نه ورود مرض و يا تشديد آن فرد بيمار نياز به استراحت و بستري شدن در بيمارستان را ندارد.
فقط مختصر اشكالاتي بوجود مي آورد كه مخل وضعيت عمومي بدن نخواهد شد . (البته بيماري ورم و زخم معده و اثني عشر يك حسني دارد و آن اينكه با رعايت نكردن اين رژيم از سوي بيمار تمام عفونتها و آب اضافي بدن در نقطه زخم جمع شده و چون راه خروج دارد بهمراه غذاي اضافي بدن دفع ميشود و اينگونه افراد عموما" كمتر دچار بيماريهاي قلبي و ريوي و … ميگردند چون تمام بيماريها به معده (فيوز) منتقل ميشود و در نهايت بخاطر استمرار خروج عفونت از محل زخم و ترميم نشدن آن ديواره معده سوراخ شده كه بايد با جراحي درمان گردد.
6- با اين رژيم سياهي استخوان (كه ناشي از تغيير شكل هندسي اثني عشر ميباشد) و ريزش مو متوقف ميگردد به اين صورت كه خواب بعداز ظهر موجب ريزش مو و خواب دير وقت (بعد از نيمه شب) موجب كم پشت شدن مو ميشود و همچنين نه تنها پيشروي روماتيسم متوقف بلكه تا 70 % معالجه ميگردد.
7- با اين رژيم كليه ها فعاليت خوبي پيدا ميكنند و نيازي به داروهاي مدر نيست و مانع توليد سنگ كليه و در برابر اوره مقاوم ميشود.
8- با اين رژيم ميتوان از بروز سكته قلبي و مغزي جلوگيري كرد زيرا با اين رژيم همانطور كه بدن در حالت مثبت قرار ميگيرد رگهاي قلب نيز حالت مثبت گرفته و اجازه رسوب چربيها را نميدهد چون در حالت مثبت دما و رطوبت از داخل و بيرون رگ خارج ميشود كه در اين صورت رسوب مواد زايد و چربي منتفي ميگردد. همچنين در رگهاي مغز هم همين مسائل وجود دارد و باعث عدم رسوب مواد و اكسيد شدن سلول هاي مغز ميشود و نيز مانع سكته هاي قلبي ناشي از ضعيف شدن قلب و پائين آمدن جريان برق بدن ميگردد با اين رژيم قلب 25% به 45 % رسيد .
9- با اين رژيم وزن و اندام بدن افراد متعادل ميگردد و هرچه فاصله بين خوردن شام و خوابيدن كمتر باشد شخص چاق تر و هر چه بيشتر باشد لاغرتر ميگردد.
10- با اين رژيم قلب بزرگ شده به اندازه طبيعي برگشته و ديگر بزرگ نميشود. با اين رژيم ضربان قلب تنظيم و فشارخون كنترل ميشود بطوريكه فشار از 22 به 14 كاهش مييابد. بشرط اينكه از مصرف زياد پرتقال و لبنيات خودداري شود زيرا لبنيات مثل ماست پس از ورود به ثانيه شمار و دقيقه شمار بدن را خنك كرده و خواب آور است ولي بعد از گذشت حدود 7 ساعت وقتي وارد ساعت شمار بدن شد بواسطه دارا بودن كلسيم بدن را از داخل گرم كرده و بيمار دوست دارد در محيط خنك باشد و شبها ترجيح ميدهد بدون پتو بخوابد و اين يعني تقويت حالت منفي بدن كه با گذشت زمان بيماري تشديد ميگردد.
11- با اين رژيم زمينه پيوند اعضاء فراهم ميشود . اختلاف بين دقيقه و ساعت شمار افراد باعث ميگردد بدن عضو پيوندي را پس بزند يعني پس زدن عضو پيوندي ناشي از اختلاف دقيقه شمار بدن گيرنده با عضو پيوندي است.
12- با اين رژيم و مصرف مداوم آب هويج موجب قوي شدن پلاكتهاي خون جهت مقابله با انواع بيماريها از جمله ايدز ميباشد كه نسبت به از بين بردن ويروسهاي ايدز بسيار موثر خواهد بود مشروط بر اينكه بدن سه سال در حالت مثبت قرار داشته باشد.
13- با اين رژيم ديگر بيماري در بدن انباشته و متراكم(كمپلكس) نمي شود تا همچون آتشفشان به يكباره بيماري شروع به فعاليت كرده و انسان را از پاي درآورد مثل سكته هاي قلبي و مغزي و ياقند و اوره و چربي و … به اوج خود برسد بلكه بيماري را در بدو ورود بصورت سرماخوردگي (گلودرد و آب ريزش …) حتي در سنين پيري خارج ميكند.
اين رژيم اكسير جواني است و كمترين طول عمر 100 سال خواهد بود -14
در پايان ذكر اين نكات ضروري ميدانم
1- كسانيكه در سلامتي كامل هستند و يا احساس هيچگونه بيماري ندارند حداقل توصيه ما اينستكه اولا از خوابيدن در طول روز اجتناب كنند ثانيا از مصرف آب خودداري كرده و فقط براي رفع عطش به حداقل مصرف اكتفا كنند.
شخصي پس گذشت بين سه الي چهار هفته اگر بيماري مزمني نداشته باشد رنگ پوستش بخصوص چهره اش روشن تر لبهايش سرخ و . . . خواهد بود و همچنين از لحاظ روحي و جسمي شادابي خاصي در وجودش احساس مي كند و در صورت ادامه اين رژيم تا دهها سال به بيماري خاص و عمده اي مبتلا نخواهد شد و اگر بيماري پنهاني وجود داشته باشد با اين رژيم بيماري ظاهر خواهد شد كه با انتخاب مناسب يكي از موارد مذكور در صفحات قبل نسبت به معالجه آن اقدام نمايد
2- تاثير اين رژيم از لحاظ زمان و نوع بيماري متفاوت است خواه در افراد سالم بيمار بدين صورت كه هر چه سن پائين تر باشد بخصوص در جوانان و نوجوانان سريع تر نتيجه خواهد داد تا سنين بالاتر همچنين است اگر بيماري ساده و تازه در بدن شكل گرفته باشد. تا بيماريهاي سخت و پيشرفته .
3- در رابطه با مصرف آب كه متاسفانه بعضي ها گذشته از رفع عطش از خوردن زياد آب لذت مي برند بايد بگويم در صورت رعايت اين رژيم افراد سالم مي توانند در حد نياز آب مصرف نمايند فقط هنگام بروز بيماريهاي خاص مريض تا جائي كه ممكن است از مصرف آب خصوصا قبل از خواب خودداري نمايد و منظورمان اين نيست كه آب مطلقا مصرف نكنند . البته اين توهم ايجاد نشود كه نقش آب درماني در بعضي از بيماريها كه امروزه متداول شده و جايگاهي خاصي دارد با شيوه مذكور در اينجا كاملا متضاد است و آب بطور كلي نقش حياتي در بدن انسان ها دارد
چون اولا يك طرح زماني ارزش دارد كه حداقل در 80 تا 90 درصد بتواند پاسخ مناسب را بدهد ثانيا نقش آب در حيات انسانها و طبيعت تا زماني است كه در حد متناسب باشد نه در حد سيل كه مخرب خواهد بود ثالثا اسرار نهفته در بدن انسانها بقدري زياد است كه دست يافتن به همه آنها به اين زودي ها ميسر نيست لذا ارائه يك روش تا زماني كه نتيجه كامل نداشته باشد نمي توان مطمئن بود كه علت واقعي يك بيماري و شيوه صحيح درمان آنرا كشف كرده ايم رابعا اگر قرار باشد شيوه سابق را درست و كامل بدانيم پس بيماري سرطان و ديگر بيماريها بايد با همان روش گذشته درمان شوند .
4- در مورد خواب ، بهترين زمان استراحت از ساعت 10 شب تا 6 صبح است و اين مدت يعني 8 ساعت اگر زياد نباشد يقيقنا كم نيست و افراديكه نتوانند در اين فاصله بمدت لازم استراحت كنند يا قبل از طلوع آفتاب از خواب بيدار مي شوند و در فصل تابستان يا مناطق گرمسير زندگي مي كنند بهترين زمان براي جبران كم خوابي يكساعت قبل از ظهر ميباشد و خواب بعد از ظهر خصوصا پس از صرف نهار بسيار خطرناك است و اگر كسي اشكال كند و بگويد اكثر قريب به اتفاق مردم بعد از ظهرها استراحت مي كنند پس چرا همه آنها دچار سرطان نمي شوند بايد گفت زمينه اصلي بيماريها از جمله سرطان خواب است و در صورت ضميمه شدن دو مورد ديگر (آب و غصه ها و حرص هاي كتمان شده) موجب بروز سرطان ميشود و اگر آندو مورد مذكور منتفي گردد در دراز مدت موجب بيماريهاي ديگري مثل ناراحتيهاي قلبي و ريوي و … شده و در نهايت باعث كوتاهي عمر مي گردد . و اساسا آنهائيكه مي گويند پس چرا خواب بعد از ظهر موجب شادابي و نشاط است در پاسخ بايد گفت ظاهر قضيه اينطور نشان مي دهد زيرا خواب حالت مسكن داشته و زمانيكه خواب سراغ انسان مي آيد اگر بيماري حادي دارد درد ظاهر و آماده خروج ميشود و اگر بيماري مزمن دارد باعث كسالت وي مي گردد و چنانچه استراحت نمايد در واقع مانع خروج بيماري شده و آنرا به مراتب پايين تر (ساعت شمار) مي برد . در نتيجه انسان احساس آرامش مي .كند
5- استنشاق كه عبارت است از بالا كشيدن آب در بيني به حدي كه وارد فضاي دهان شده و بازگرداندن بلافاصله آب بهمراه ترشحات بيني بطوريكه پاك و خالي گردد نقش بسيار مهمي در هماهنگي و تنظيم اعضا و ارگان بدن دارد كه علاوه بر افراد سالم توصيه اكيد ميشود بيماران قلبي و ريوي و آسمي و روماتيسمي بخصوص بيماران سرطان خوني و كسانيكه مبتلا به فشار خون هستند نسبت به انجام آن كوتاهي نكنند زيرا در سرعت و تسهيل درمان بيماريها بسيار موثر است و بهترين زمان انجام استنشاق در سه نوبت صبح و بعد از ظهر و دو ساعت قبل خواب مي باشد البته در فصل سرما پس از استنشاق براي خارج شدن از منزل بواسطه باز بودن بيني ممكن است اشكالاتي بوجود آيد لذا در اين مواقع بهتر است با شال و چيزهائي از اين قبيل روي بيني و دهان را پوشاند .
6- تاثير روش ارائه شده در درمان سرطانهاي بسيار پيشرفته بخصوص در سنين بالا كم تر ميباشد مگر داروي مناسبي طبق آنچه قبلا ذكر شد تهيه گردد تا بدينوسيله بيماراني كه حداقل بتوانند يكماه زنده بمانند معالجه شوند - ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه بايد از مصرف زياد گوشت اجتناب كرد خصوصا بعنوان شام يعني در طول روز فقط يك وعده گوشت آنهم در صبحانه يا نهار كافي است وبويژه افرادي كه داراي سرطان خون ميباشند و براي افراد عادي ترك بيش از دو روز آنهم صحيح نيست .
7- افرادي كه اين رژيم را رعايت ميكنند به نسبت سبكي و سختي بيماريشان ، انعكاس و بازتاب حملات بيماريشان داراي شدت و ضعف خواهد بود يعني شوكهاي وارده متناسب با بيماري ميباشد . لذا در بيماريهاي سخت مثل ناراحتي هاي قلبي و سرطانهاي پيشرفته انجام كامل اين رژيم باعث مي شود در فاصله كوتاه بيماري از سلول به عضو منتقل شده در نتيجه بدن دچار اشكال گردد . عفونتهاي برگشتي موجب بالا رفتن تب و دماي (درجه حرارت) بدن و گاه متورم شدن گلو و ايجاد خفگي و تنگي نفس مي شود بدين لحاظ بهتر است انجام كامل اين رژيم بتدريج صورت گيرد يعني مثلا طي يكهفته خواب روزانه را به صفر برسانند . آنچه در اين ميان باقي مي ماند اينستكه انعكاس و بازگشت بيماري در قالب دردهاي پراكنده ناشي از رعايت اين رژيم با يك روند و نظم خاصي همراه با فراز و نشيب هاي متناسب صورت مي گيرد بعنوان مثال در پايان درد قسمتي از بدن كه مراحل نزولي خود را طي مي كند درد قسمت ديگري متناسب با بيماري اوج گرفته و مراحل درد قبلي است اين دردها ادامه مييابد تا نوبت به بيماري اصلي برسد كه آنهم بعد از يك سري خاص درد و عوارض مربوط به آن روند نزولي را بخود گرفته كه در نهايت بيماري از بدن خارج مي شود . از آنجائيكه فعاليت كامل كليه ها نقش مهمي در بهبودي بيماران دارد بدين منظور ميتوان از پشم شتر استفاده نمود بنحوي كه بين دو قطعه پارچه به طول كمر و عرض ده سانتي متر از اين پشم پر كرده تا بصورت شال درآيد و بعد از قرار دادن شال روي كليه ها آنرا مي بنديم .
8- بعنوان آخرين توصيه عرض مي كنم چنانچه كسي باشد كه يك كلمه از مطالب مذكور مورد قبولش واقع نشود حداقل نخوابيدن در طول روز را رعايت كند چون در هيچ تحقيقات بعمل آمده تا به امروز قيد نشده است كه نخوابيدن در طول روز باعث رشد بيشتر سلول هاي سرطاني يا موجب بروز بيماريهاي قلبي و . . . ميشود لذا براحتي ميتوان اين مورد را با خيال آسوده رعايت كرد و بعد از اين حداقل نسبت به استنشاق توجه بيشتري نمايد
9- موارد مذكور در اين نوشته باستثنا بيماري ايدز در مجموع صدها بار تجربه شده و موفقيت كامل بدست آمده است .
10- شناخت ماهيت خواب در طول روز نخوردن آب نياز به حداقل 8 ماه تجربه براي محققين دارد تا نسبت به تمام ابعاد آن كاملا آگاهي يابند
11- مثالهائي كه در اين مقاله آورديم تمام زواياي مقصود ما را پوشش نمي دهد لذا بقيه مطالب را به خود محققين واگذار مي كنيم
يدالله روح نواز
تهران 15 رمضان 1419
برابر با13 دي ماه 1377
آدرس : ايران تهران خيابان قزوين خيابان تيموري خيابان درويش پلاك 96 كد پستي13579
تلفن 55764602